صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم تورا پیش بینی نمیکرد
وخاصیت عشق این است
کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم
آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا باهم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزهارا ببینیم
ببین، عقربک های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی تبدیل میکنند
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

هر وقت کم میارم
میگویم
اصلا مهم نیست
اما تو که میدانی
نبودنت چقدر مهم است..........
یک ستاره برای من کافیست
تا بهانه ای برای تماشای آسمان داشته باشم
تا در دفتر نقاشی ام ماه تنها نباشد
وشبها را هم برای خود معنی کنم
.....به یادت باشم
ستاره ام باش

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه، جای نگات بدجوری تو صحن چشام خالیه
ابرا همش پیش منن اینجا هوا پر از غمه،از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیش
ت برسون

